قهرمان ميرزا عين السلطنه

3312

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مرجع عدليه است به افراسياب خان مرقوم شده بود رفع تظلمات الموتى را نموده اسباب اسكات طرفين را فراهم نمايند . افراسياب خان خواهش كرد جوابى به من بنويسيد با قاصدى كه مىرود روانه كنم . من هم نوشتم كرارا اين مسئله را به من نوشته‌اند و كرارا جواب عرض شده مرجع تظلمات عمومى عدليه است . هنوز عارض من عريضهء رسمى نداده ، براى من احضارنامه نيامده ، مدرك ادعا نشده . من چه قسم وكيل تعيين كنم . وكيل من چه بگويد . من كه نمىدانم عريضه و استشهاد مدرك ادعا نمىشود . خواه عريضه بلند باشد خواه كوتاه اگر بايد وكيل بفرستم به شما چرا رجوع كرده‌اند . اگر به شما راجع است فرستادن وكيل چه صورت دارد . البته خودم هم شرحى كه لازم است در جواب مرقومه عرض مىكنم . مهر برنجى ساختگى شيخ محمد على آنى راحت نمىنشيند . خصوصا برعكس مشير السلطان از اين حاكم روى خوشى ديده . اين عريضه‌جات از بالا رودبار نمىرود . از سيد بزرگ و آن دو سه ده هم نمىرود ، فقط از گازر خان است . اندج و كندانه‌سر آن هم به واسطهء آن مخالفتى كه در باب قيمت جنس و اجاره نموده‌اند از من خوفناك شده عريضه مىدهند و شيخ هم مهرهاى برنجىساختگى را ضميمه آنها مىكند . عضو محترم انجمن است عريضه را جوف پاكت انجمن گذاشته با يك رقعه روانه نزد حكومت مىكند . حاكم هم چون باطنا با من عداوت دارد اين را شاخ و برگى مىدهد . اگر الموتى نداند شيخشان مىداند . عدليه اولا اين عريضه‌ها را قبول نمىكند . ثانيا مخارج دارد و در صورت محكم شدن ده يك دارد . لهذا متظلم نمىشوند و به همين مغلطه ولايت را آشوب كند كافى است . استبداد و مشروطه چون كارى ندارم در اين موقع بيانى مىكنم نه آن‌كه از اين بيان مقصود تعريف استبداد باشد و تكذيب مشروطه ، بلكه فرق بين استبداد و هرج‌ومرج است ضمنا هم ترتيب حكومت سابقه به دست مىآيد و از قديم هم گفته‌اند طبيب آن است كه به سر خودش آمده باشد . چرا امر الموت در ظرف دو سال سلطنت مشروطه نمىگذرد و اگر ايام استبداد بود صدق الدوله مهلت نمىداد ، به مشير السلطان ، مشير السلطان به احتساب الملك ؟ براى